تبليغاتX
امام حسین ع
ولادت امام رضا (ع) رو به تک تکه مسلمین جهان و بخصوص به هم میهنیا عزیز تبرک عرض میکنم




امام رضا (ع) فرمودند: هر كس از شيعيانم مرا زيارت كند ، در حالي كه عارف به حق من باشد، در قيامت شفيع او خواهم بود.



امام رضا (ع) فرمودند: هر کس مرا در سرزميني که دور از خاندانم است زيارت کند روز قيامت در سه جايگاه حساس به فريادش مي رسم تا از هراس هاي آن نجاتش بخشم:1- هنگام دادن نامه هاي اعمال به دست راست و چپ مردم ۲- هنگام عبور از پل صراط ۳- هنگام سنجش اعمال



+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعیدواسماعیل  | 
السلام عليك يا علي ابن موسي الرضا (ع)


غرق نور است و طلا گنبد زرد رضا(ع)
بوي گل بوي گلاب مي رسد از همه جا
مثل يك خورشيد است مي درخشد از دور
شده از اين خورشيد شهر مشهد پور نور
چشمها خيره به او دستها رو به دعا
بر لب پير و جوان همه يا رضا رضا


 

میلاد امام هشتم شیعیان جهان ، امام رضا ( ع ) بر شما مبارک باد


چند سخن از امام رضا ( ع ) :
دوست هر کس خرد او و دشمنش نادانی اوست . خاموشی دری از درهای حکمت است ، خاموشی محبت دیگران را به سوی خود می کشاند و به هر خوبی رهبری می کند .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعیدواسماعیل  | 
بسم الله الرحمن الرحيم

پيام تسليت رهبر انقلاب در پی درگذشت آيت‌الله بهجت

27/2/1388

در پی ارتحال عالم ربانی، حضرت آيت الله بهجت - رهبر معظم انقلاب اسلامی در پيام تسليتی، درگذشت آن فقيه عاليقدر و عارف روشن ضمير را ضايعه ای جبران ناپذير خواندند و اين مصيبت سنگين را به حضرت بقيه الله ارواحنا فداه، علمای اعلام، مراجع عظام، خاندان مكرم و همه ارادتمندان آن بزرگوار تسليت گفتند. متن پيام به اين شرح است:


 
انا لله و انا اليه راجعون

با دريغ و افسوس فراوان خبر يافتيم كه عالم ربانی، فقيه عاليقدر و عارف روشن ضمير حضرت آيت الله آقای حاج شيخ محمدتقی بهجت «قدس الله نفسه الزكيه» دار فانی را وداع گفته و به جوار رحمت حق پيوسته است.
برای اينجانب و همه ی ارادتمندان آن مرد بزرگ، اين مصيبتی سنگين و ضايعه ای جبران ناپذير است: ثلم فی الاسلام ثلمه لا يسدها شيء. آن بزرگوار كه از برجستگان مراجع تقليد معاصر به شمار می رفتند، معلم بزرگ اخلاق و عرفان و سرچشمه فيوضات معنوی بی پايان نيز بودند. دل نورانی و مصفای آن پارسای پرهيزگار، آيينه ی روشن و صيقل يافته ی الهام الهی، و كلام معطر او راهنمای انديشه و عمل رهجويان و سالكان بود.
اينجانب تسليت صميمانه ی خود را به پيشگاه حضرت بقيه الله ارواحنا فداه تقديم می دارم و به حضرات علمای اعلام و مراجع عظام و شاگردان و ارادتمندان و مستفيضان از نَفَس گرم او و بويژه به خاندان مكرّم و آقازادگان ارجمند ايشان تسليت عرض می كنم و برای خود و ديگر داغداران از خداوند متعال درخواست تسلا و برای روح مطهر آن بزرگوار طلب رحمت و مغفرت می كنم.

والسلام عليه و رحمه الله
سيدعلی خامنه ای

27/ارديبهشت/1388
22/جمادی الاول/1430
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعیدواسماعیل  | 

                            زندگي نامه حضرت مهدي(ع)

ولادت
ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نيمه شعبان سال 255يا 256
هجری بوده است .
پس از اينکه دو قرن و اندی از هجرت پيامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم
حضرت هادی ( ع ) و امام يازدهم حضرت عسکری ( ع ) رسيد ، کم کم در بين فرمانروايان
و دستگاه حکومت جبار ، نگراني هايی پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثی بود که در
آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکری ( ع ) فرزندی  تولد خواهد يافت که تخت و
کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران
خواهد نمود . در احاديثی که بخصوص از پيغمبر ( ص ) رسيده بود ، اين مطلب زياد
گفته شده و به گوش زمامداران رسيده بود .
در اين زمان يعنی هنگام تولد حضرت مهدی ( ع ) ، معتصم عباسی  ، هشتمين خليفه عباسی ،
که حکومتش از سال 218هجری آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی 
قرار داد .
اين انديشه - که ظهور مصلحی پايه های حکومت ستمکاران را متزلزل مي نمايد و بايد از
تولد نوزادان جلوگيری کرد ، و حتی مادران بيگناه را کشت ، و يا قابله هايی را
پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاريخ نظايری دارد . در
زمان حضرت ابراهيم ( ع ) نمرود چنين کرد . در زمان حضرت موسی ( ع ) فرعون نيز به
همين روش عمل نمود . ولی خدا نخواست . همواره ستمگران مي خواهند مشعل حق را خاموش
کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل مي کند ، اگر چه کافران و
ستمگران نخواهند .
در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری ( ع ) نيز داستان تاريخ به گونه ای 
شگفت انگيز و معجزه آسا تکرار شد .
امام دهم بيست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام
يازدهم ( ع ) نيز در آنجا زير نظر و نگهبانی حکومت به سر مي برد .
" به هنگامی که ولادت ، اين اختر تابناک ، حضرت مهدی ( ع ) ، نزديک گشت ، و
خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پديد آمدن اين نوزاد
جلوگيری کنند ، و اگر پديد آمد و بدين جهان پای  نهاد ، او را از ميان بردارند .
بدين علت بود که چگونگی احوال مهدی ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از
مردم نهان داشته مي شد ، جز چند تن معدود از نزديکان ، يا شاگردان و اصحاب خاص
امام حسن عسکری ( ع ) کسی او را نمي ديد . آنان نيز مهدی  را گاه بگاه مي ديدند ، نه
هميشه و به صورت عادی " .


شيعيان خاص ، مهدی ( ع ) را مشاهده کردند
در مدت 5 يا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدی  که پدر بزرگوارش حيات داشت ،
شيعيان خاص به حضور حضرت مهدی ( ع ) مي رسيدند .
از جمله چهل تن به محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند تا حجت و امام
بعد از خود را به آنها بنماياند تا او را بشناسند ، و امام چنان کرد .
آنان پسری را ديدند که بيرون آمد ، همچون پاره ماه ، شبيه به پدر خويش . امام
عسکری فرمود : " پس از من ، اين پسر امام شماست ، و خليفه من است در ميان شما ،
امر او را اطاعت کنيد ، از گرد رهبری او پراکنده نگرديد ، که هلاک مي شويد و
دينتان تباه مي گردد . اين را هم بدانيد که شما او را پس از امروز نخواهيد ديد ،
تا اينکه زمانی دراز بگذرد . بنابراين از نايب او ، عثمان بن سعيد ، اطاعت
کنيد " . و بدين گونه ، امام يازدهم ، ضمن تصريح به واقع شدن غيبت کبری ، امام
مهدی را به جماعت شيعيان معرفی فرمود ، و استمرار سلسله ولايت را اعلام داشت .
يکی  از متفکران و فيلسوفان قرن سوم هجری که به حضور امام رسيده است ، ابو سهل
نوبختی مي باشد .
باری ، حضرت مهدی ( ع ) پنهان مي زيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری 
در روز هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری ديده از جهان فرو بست . در اين روز بنا
به سنت اسلامی ، مي بايست حضرت مهدی بر پيکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد ،
تا خلفای ستمگر عباسی جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند ، و يا بد
خواهان آن را از مسير اصلی منحرف کنند ، و وراثت معنوی  و رسالت اسلامی و ولايت
دينی را به دست ديگران سپارند . بدين سان ، مردم ديدند کودکی همچون خورشيد تابان
با شکوه هر چه تمامتر از سرای امام بيرون آمد ، و جعفر کذاب عموی خود را که آماده
نماز گزاردن بر پيکر امام بود به کناری زد ، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد .


ضرورت غيبت آخرين امام
بيرون آمدن حضرت مهدی ( ع ) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد .
کارگزاران و ماموران معتمد عباسی به خانه امام حسن عسکری (ع ) هجوم بردند،
اما هر چه بيشتر جستند کمتر يافتند ، و در چنين شرايطی بود که برای بقای 
حجت حق تعالی ، امر غيبت امام دوازدهم پيش آمد و جز اين راهی برای حفظ
جان آن " خليفه خدا در زمين " نبود ، زيرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بين مردم
همان بود و قتلش همان . پس مشيت و حکمت الهی  بر اين تعلق گرفت که حضرتش را
از نظرها پنهان نگهدارد ، تا دست دشمنان از وی  کوتاه گردد ، و واسطه فيوضات
ربانی ، بر اهل زمين سالم ماند . بدين صورت حجت خدا ، هر چند آشکار نيست ، اما
انوار هدايتش از پس پرده غيبت راهنمای مواليان و دوستانش مي باشد . ضمنا اين
کيفر کردار امت اسلامی است که نه تنها از مسير ولايت و اطاعت امير المؤمنين علی 
( ع ) و فرزندان معصومش روی بر تافت ، بلکه به آزار و قتل آنان نيز اقدام کرد ،
و لزوم نهان زيستی آخرين امام را برای حفظ جانش سبب شد .
در اين باب سخن بسيار است و مجال تنگ ، اما برای  اينکه خوانندگان به اهميت
وجود امام غايب در جهان بينی تشيع پی برند ، به نقل قول پروفسور هانری کربن
- مستشرق فرانسوی - در ملاقاتی که با علامه طباطبائی داشته ، مي پردازيم :
" به عقيده من مذهب تشيع تنها مذهبی است که رابطه هدايت الهيه را ميان خدا و
خلق ، برای هميشه ، نگهداشته و بطور استمرار و پيوستگی  ولايت را زنده و پابر جا
مي دارد ... تنها مذهب تشيع است که نبوت را با حضرت محمد - صلی الله عليه و آله
و سلم - ختم شده مي داند ، ولی ولايت را که همان رابطه هدايت و تکميل مي باشد ،
بعد از آن حضرت و برای هميشه زنده مي داند . رابطه ای  که از اتصال عالم انسانی به
عالم الوهی کشف نمايد ، بواسطه دعوتهای دينی قبل از موسی و دعوت دينی موسی و
عيسی و محمد - صلوات الله عليهم - و بعد از حضرت محمد ، بواسطه ولايت جانشينان
وی ( به عقيده شيعه ) زنده بوده و هست و خواهد بود ، او حقيقتی است زنده که
هرگز نظر علمی نمي تواند او را از خرافات شمرده از ليست حقايق حذف نمايد ...
آری تنها مذهب تشيع است که به زندگی اين حقيقت ، لباس دوام و استمرار پوشانيده
و معتقد است که اين حقيقت ميان عالم انسانی و الوهی  ، برای هميشه ، باقی و پا
برجاست " يعنی  با اعتقاد به امام حی غايب .


صورت و سيرت مهدی (ع)
چهره و شمايل حضرت مهدی ( ع ) را راويان حديث شيعی و سنی چنين نوشته اند :
" چهره اش گندمگون ، ابروانی هلالی و کشيده ، چشمانش سياه و درشت و جذاب ،
شانه اش پهن ، دندانهايش براق و گشاد ، بيني اش کشيده و زيبا، پيشاني اش بلند
و تابنده . استخوان بندي اش استوار و صخره سان ، دستان و انگشتهايش درشت .
گونه هايش کم گوشت و اندکی متمايل به زردی  - که از بيداری شب عارض شده -
بر گونه راستش خالی مشکين . عضلاتش پيچيده و محکم ، موی سرش بر لاله گوش
ريخته ، اندامش متناسب و زيبا ، هياتش خوش منظر و رباينده ، رخساره اش در
هاله ای از شرم بزرگوارانه و شکوهمند غرق . قيافه اش از حشمت و شکوه رهبری سرشار .
نگاهش دگرگون کننده ، خروشش درياسان ، و فريادش همه گير " .
حضرت مهدی صاحب علم و حکمت بسيار است و دارنده ذخاير پيامبران است . وی 
نهمين امام است از نسل امام حسين ( ع ) اکنون از نظرها غايب است . ولی مطلق و
خاتم اولياء و وصی اوصياء و قائد جهانی و انقلابی  اکبر است . چون ظاهر شود ، به
کعبه تکيه کند ، و پرچم پيامبر ( ص ) را در دست گيرد و دين خدا را زنده و احکام
خدا را در سراسر گيتی جاری کند . و جهان را پر از عدل و داد و مهربانی کند .
حضرت مهدی ( ع ) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است . خدا و عظمت خدا در
وجود او متجلی است و همه هستی او را فراگرفته است . مهدی ( ع ) عادل است و
خجسته و پاکيزه . ذره ای از حق را فرو نگذارد . خداوند دين اسلام را به دست او عزيز
گرداند . در حکومت او ، به احدی ناراحتی نرسد مگر آنجا که حد خدايی جاری گردد .
مهدی ( ع ) حق هر حقداری را بگيرد و به او بدهد . حتی  اگر حق کسی زير دندان ديگری 
باشد ، از زير دندان انسان بسيار متجاوز و غاصب بيرون کشد و به صاحب حق باز
گرداند . به هنگام حکومت مهدی ( ع ) حکومت جباران و مستکبران ، و نفوذ سياسی 
منافقان و خائنان ، نابود گردد . شهر مکه - قبله مسلمين - مرکز حکومت انقلابی مهدی 
شود . نخستين افراد قيام او ، در آن شهر گرد آيند و در آنجا به او بپيوندند ...
برخی به او بگروند ، با ديگران جنگ کند ، و هيچ صاحب قدرتی و صاحب مرامی ، باقی 
نماند و ديگر هيچ سياستی و حکومتی ، جز حکومت حقه و سياست عادله قرآنی ، در جهان
جريان نيابد . آری ، چون مهدی ( ع ) قيام کند زمينی  نماند ، مگر آنکه در آنجا
گلبانگ محمدی : اشهد ان لا اله الا الله ، و اشهد ان محمدا رسول الله ، بلند گردد .
در زمان حکومت مهدی ( ع ) به همه مردم ، حکمت و علم بياموزند ، تا آنجا که زنان
در خانه ها با کتاب خدا و سنت پيامبر ( ص ) قضاوت کنند . در آن روزگار ، قدرت
عقلی توده ها تمرکز يابد . مهدی ( ع ) با تاييد الهی  ، خردهای مردمان را به کمال
رساند و فرزانگی  در همگان پديد آورد ... .
مهدی ( ع ) فرياد رسی است که خداوند او را بفرستد تا به فرياد مردم عالم برسد .
در روزگار او همگان به رفاه و آسايش و وفور نعمتی  بيمانند دست يابند . حتی 
چهارپايان فراوان گردند و با ديگر جانوران ، خوش و آسوده باشند . زمين گياهان
بسيار روياند آب نهرها فراوان شود ، گنجها و دفينه های  زمين و ديگر معادن استخراج
گردد . در زمان مهدی ( ع ) آتش فتنه ها و آشوبها بيفسرد ، رسم ستم و شبيخون و
غارتگری برافتد و جنگها از ميان برود .
در جهان جای ويرانی نماند ، مگر آنکه مهدی ( ع ) آنجا را آباد سازد .
در قضاوتها و احکام مهدی ( ع ) و در حکومت وی ، سر سوزنی  ظلم و بيداد بر کسی نرود
و رنجی بر دلی ننشيند .
مهدی ، عدالت را ، همچنان که سرما و گرما وارد خانه ها شود ، وارد خانه های مردمان
کند و دادگری او همه جا را بگيرد .


شمشير حضرت مهدی ( ع )

شمشير مهدی ، سيف الله و سيف الله المنتقم است . شمشيری است خدائی ،
شمشيری است انتقام گيرنده از ستمگران و مستکبران . شمشير مهدی شمشير انتقام
از همه جانيان در طول تاريخ است . درندگان متمدن آدمکش را مي کشد ، اما بر سر
ضعيفان و مستضعفان رحمت مي بارد و آنها را مي نوازد .
روزگار موعظه و نصيحت در زمان او ديگر نيست . پيامبران و امامان و اولياء حق
آمدند و آنچه لازمه پند دادن بود بجای آوردند . بسياری  از مردم نشنيدند و راه باطل
خود را رفتند و حتی اولياء حق را زهر خوراندند و کشتند . اما در زمان حضرت مهدی 
بايد از آنها انتقام گرفته شود .
مهدی ( ع ) آن قدر از ستمگران را بکشد که بعضی گويند : اين مرد از آل محمد ( ص(
نيست . اما او از آل محمد ( ص ) است يعنی از آل حق ، آل عدالت ، آل عصمت و
آل انسانيت است .
از روايات شگفت انگيزی که در مورد حضرت مهدی  ( ع ) آمده است ، خبری است که از
حضرت امام محمد باقر ( ع ) نقل شده و مربوط است به 1290سال قبل . در اين روايت
حضرت باقر ( ع ) مي گويند :
" مهدی ، بر مرکبهای پر صدايی ، که آتش و نور در آنها تعبيه شده است ، سوار
مي شود و به آسمانها ، همه آسمانها سفر مي کند " .
و نيز در روايت امام محمد باقر ( ع ) گفته شده است که بيشتر آسمانها ، آباد و
محل سکونت است . البته اين آسمان شناسی اسلامی ، که از مکتب ائمه طاهرين ( ع (
استفاده مي شود ، ربطی به آسمان شناسی يونانی و هيئت بطلميوسی ندارد ... و هر چه
در آسمان شناسی يونانی ، محدود بودن فلک ها و آسمانها و ستارگان مطرح است ، در
آسمان شناسی اسلامی ، سخن از وسعت و ابعاد بزرگ است و ستارگان بيشمار و قمرها
و منظومه های فراوان . و گفتن چنين مطالبی از طرف پيامبر اکرم ( ص ) و امام باقر
) ع ) جز از راه ارتباط با عالم غيب و علم خدائی امکان نداشته است .


غيبت کوتاه مدت يا غيبت صغري
مدت غيبت صغری بيش از هفتاد سال بطول نينجاميد ( از سال 260ه. تا سال 329ه. (
که در اين مدت نايبان خاص ، به محضر حضرت مهدی ( ع ) مي رسيدند ، و پاسخ نامه ها
سؤوالات را به مردم مي رساندند . نايبان خاص که افتخار رسيدن به محضر امام ( ع ) را
داشته اند ، چهار تن مي باشند که به " نواب خاص " يا " نايبان ويژه " معروفند .
1 - نخستين نايب خاص مهدی ( ع ) عثمان بن سعيد اسدی است . که ظاهرا بعد از سال
260هجری وفات کرد ، و در بغداد به خاک سپرده شد . عثمان بن سعيد از ياران و
شاگردان مورد اعتماد امام دهم و امام يازدهم بود و خود در زير سايه امامت پرورش
يافته بود .
2 - محمد بن عثمان : دومين سفير و نايب امام ( ع( محمد بن عثمان بن سعيد فرزند
عثمان بن سعيد است که در سال 305هجری وفات کرد و در بغداد بخاک سپرده شد .
نيابت و سفارت محمد بن سعيد نزديک چهل سال بطول انجاميد .
3 - حسين بن روح نوبختی : سومين سفير ، حسين بن روح نوبختی بود که در سال 326
هجری فوت کرد .
4 - علی بن محمد سمری : چهارمين سفير و نايب امام حجه بن الحسن ( ع ) است که در
سال 329هجری قمری در گذشت و در بغداد دفن شد . مدفن وی نزديک آرامگاه عالم و
محدث بزرگ ثقه الاسلام محمد بن يعقوب کلينی است .
همين بزرگان و عالمان و روحانيون برجسته و پرهيزگار و زاهد و آگاه در دوره غيبت
صغری واسطه ارتباط مردم با امام غايب و حل مشکلات آنها بوسيله حضرت مهدی ( ع )
بودند .


غيبت دراز مدت يا غيبت کبری و نيابت عامه
اين دوره بعد از زمان غيبت صغری آغاز شد ، و تاکنون ادامه دارد .اين مدت
دوران امتحان و سنجش ايمان و عمل مردم است .
در زمان نيابت عامه ، امام ( ع ) ضابطه و قاعده ای  به دست داده است تا در هر
عصر ، فرد شاخصی که آن ضابطه و قاعده ، در همه ابعاد بر او صدق کند ، نايب عام
امام ( ع ) باشد و به نيابت از سوی امام ، ولی  جامعه باشد در امر دين و دنيا .
بنابراين ، در هيچ دوره ای پيوند امام ( ع ) با مردم گسيخته نشده و نبوده است .
اکنون نيز ، که دوران نيابت عامه است ، عالم بزرگی  که دارای همه شرايط فقيه و
دانای دين بوده است و نيز شرايط رهبری را دارد ، در راس جامعه قرار مي گيرد و
مردم به او مراجعه مي کنند و او صاحب " ولايت شرعيه " است به نيابت از حضرت
مهدی ( ع ) . بنابراين ، اگر نايب امام ( ع ) در اين دوره ، حکومتی را درست و
صالح نداند آن حکومت طاغوتی است ، زيرا رابطه ای با خدا و دين خدا و امامت و
نظارت شرعی اسلامی ندارد . بنابر راهنمايی امام زمان ( عجل الله فرجه ) برای حفظ
انتقال موجوديت تشيع و دين خدا ، بايد هميشه عالم و فقيهی در راس جامعه شيعه
قرار گيرد که شايسته و اهل باشد ، و چون کسی  - با اعلميت و اولويت - در راس
جامعه دينی و اسلامی قرار گرفت بايد مجتهدان و علمای  ديگر مقام او را پاس دارند ،
و برای نگهداری وحدت اسلامی و تمرکز قدرت دينی  او را کمک رسانند ، تا قدرتهای 
فاسد نتوانند آن را متلاشی و متزلزل کنند .
گر چه دوری ما از پناهگاه مظلومان و محرومان و مشتاقان - حضرت مهدی ( ع ) - بسيار
درد آور است ، ولی بهر حال - در اين دوره آزمايش - اعتقاد ما اينست که حضرت
مهدی ( ع ) به قدرت خدا و حفظ او ، زنده است و نهان از مردم جهان زندگی مي کند ،
روزی  که " اقتضای تام " حاصل شود ، ظاهر خواهد شد ، و ضمن انقلابی پر شور و حرکتی 
خونين و پردامنه ، بشريت مظلوم را از چنگ ظالمان نجات خواهد داد ، و رسم توحيد
و آيين اسلامی  را عزت دوباره خواهد بخشيد .


اعتقاد به مهدويت در دوره های گذشته
اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی در دينهای ديگر مانند :
يهودی ، زردشتی ، مسيحی و مدعيان نبوت عموما ، و دين مقدس اسلام ،
خصوصا ، به عنوان يک اصل مسلم مورد قبول همه بوده است .


اعتقاد به حضرت مهدی  ( ع ) منحصر به شيعه نيست
عقيده به ظهور حضرت مهدی ( ع ) فقط مربوطبه شيعيان و عالم تشيع نيست ،
بلکه بسياری از مذاهب اهل سنت ( مالکی ، حنفی  ، شافعی و حنبلی و ... ) به
اين اصل اعتقاد دارند و دانشمندان آنها ، اين موضوع را در کتابهای فراوان خود
آورده اند و احاديث پيغمبر ( ص ) را درباره مهدی ( ع ) از حديثهای متواتر و
صحيح مي دانند .


قرآن و حضرت مهدی ( ع)
در قرآن کريم درباره حضرت مهدی و ظهور منجی در آخر الزمان و حکومت صالحان و
پيروزی نيکان بر ستمگران آياتی آمده است از جمله : " ما در زبور داوود ، پس
از ذکر ( = تورات ) نوشته ايم که سرانجام ، زمين را بندگان شايسته ما ميراث برند
و صاحب شوند " .
حضرت امام محمد باقر ( ع ) درباره " بندگان شايسته " فرموده است : منظور اصحاب
حضرت مهدی در آخر الزمان هستند .
و نيز : " ما مي خواهيم تا به مستضعفان زمين نيکی کنيم ، يعنی : آنان را پيشوايان
سازيم و ميراث بران زمين " .
بسم الله الرحمن الرحيم . انا انزلناه فی ليله القدر ...
ما قرآن را در شب قدر فرو فرستاديم . تو شب قدر را چگونه شبی مي دانی ؟ شب قدر
از هزار ماه بهتر است . در آن شب ، فرشتگان و روح ( جبرئيل ) به اذن خدا ، همه
فرمانها و سرنوشتها را فرود مي آورند . آن شب ، تا سپيده دمان ، همه سلام است و
سلامت .
چنانکه از آيه های " سوره قدر " بروشنی فهميده مي شود ، در هر سال شبی هست که از
هزار ماه به ارزش و فضيلت برتر است . آنچه از احاديثی  که در تفسير اين سوره ،
و تفسير آيات آغاز سوره دخان فهميده مي شود ، اين است که فرشتگان ، در شب قدر ،
مقدرات يکساله را به نزد " ولی مطلق زمان " مي آورند و به او تسليم مي دارند . در
روزگار پيامبر اکرم ( ص ) محل فرشتگان در شب قدر ، آستان مصطفی ( ع ) بوده
است .
هنگامی  که در شناخت قرآنی ، به اين نتيجه مي رسيم که " شب قدر " در هر سال هست ،
بايد توجه کنيم پس " صاحب شب قدر " نيز بايد هميشه وجود داشته باشد و گرنه
فرشتگان بر چه کسی فرود آيند ؟ پس چنانکه " قرآن کريم " تا قيامت هست و
" حجت " است ، صاحب شب قدر هست و همو " حجت " است . " حجت " خدا در اين
زمان جز حضرت ولی عصر ( ع ) کسی نيست .
چندانکه حضرت رضا عليه السلام مي فرمايد : " امام ، امانتدار خداست در زمين ، و
حجت خداست در ميان مردمان ، و خليفه خداست در آباديها و سرزمينها ... " .
فيلسوف معروف و متکلم بزرگ و رياضي دان مشهور اسلامی  ، خواجه نصيرالدين طوسی 
مي گويد :
" در نزد خردمندان روشن است که لطف الهی منحصر است در تعيين امام ( ع ) و وجود
امام به خودی خود لطف است از سوی خداوند ، و تصرف او در امور لطفی است ديگر .
و غيبت او ، مربوطبه خود ماست . "


طول عمر امام زمان (ع)
درازی عمر امام ( ع ) با در نظر گرفتن عمرهای درازی که قرآن بدانها گواهی مي دهد ،
و در کتابهای تاريخی نيز افراد معمر ( دارای عمر دراز ) زياد بوده اند ، و در گذشته
و حال نيز چنين کسانی بوده و هستند ، عمر زياد حضرت مهدی  ( ع ) به هيچ دليلی محال
نيست ، بلکه از نظر عقلی و ديد وسيع علمی و امکان واقع شدن بهيچ صورت بعيد نيست .
از اينها گذشته اگر از نظر قدرت الهي ، بدان نظر کنيم ، امری ناممکن نيست .
در برابر قدرت خدا - که بر هر چيز تواناست - عمرهايی  مانند عمر حضرت نوح ( ع )
و عمر بيشتر از آن حضرت و يا کمتر از آن کاملا امکان دارد. برای خدای قدير و حکيم ،
کوچک و بزرگ ، کم و بسيار ، همه و همه مساوی است . بنابراين حکمت کامل و بالغ
او ، تا هر موقع اقتضا کند بنده خود را در نهايت سلامت زنده نگاه مي دارد .
پس طبق حکمت الهی ، امام دوازدهم ، مهدی موعود ( ع ) بايد از انظار غايب باشد
و سالها زنده بماند و راز دار جهان و واسطه فيض برای جهانيان باشد تا هر وقت
خدا اراده کند ظاهر گردد ، و عالم را پس از آنکه از ظلم و جور پر شده ، از قسط
و عدل پر کند .


انتظار ظهور قائم (ع)

بر خلاف آنان که پنداشته اند انتظار ظهور يعنی دست روی دست گذاشتن و از حرکتهاي
اصلاحی جامعه کنار رفتن و فقط " گليم " خود را از آب بيرون بردن ، و به جريانات
اسلام دينی و اجتماعی بي تفاوت ماندن ، هرگز چنين پنداری درست نيست ... بر عکس ،
انتظار يعنی در طلب عدالت و آزادگی و آزادی فعاليت کردن و در نپذيرفتن ظلم و
باطل و بردگی و ذلت و خواری ، مقاومت کردن و در برابر هر ناحقی و ستمی و ستمگری 
ايستادن است .
" مجاهدات خستگی ناپذير و " فوران های خونين شيعه " در طول تاريخ ، گواه اين است
که در مکتب ، هيچ سازشی و سستی راه ندارد . شيعه در حوزه " انتظار " يعنی ،
انتظار غلبه حق بر باطل ، و غلبه داد بر بيداد ، و غلبه علم بر جهل ، و غلبه تقوا
بر گناه ، همواره آمادگی خود را برای مشارکت در نهضتهای پاک و مقدس تجديد
مي نمايد ، و با ياد تاريخ سراسر خون و حماسه سربازان فداکار تشيع ، مشعل خونين
مبارزات عظيم را بر سر دست حمل مي کند " .
اينکه به شيعه دستور داده اند که به عنوان " منتظر " هميشه سلاح خود را آماده داشته
باشد ، و با ياد کردن نام " قائم آل محمد ( ص ) " قيام کند ناشی از همين آمادگی 
است . ناشی  از همين قيام و اقدام است .
پايان اين بحث را از نوشته زنده ياد آيه الله طالقانی  ، عالم مبارز اسلامی بهره
مي بريم که مي گويد :
" ... توجه دادن مردم به آينده درخشان و دولت حق و نويد دادن به اجرای کامل
عدالت اجتماعی ، و تاسيس حکومت اسلام و ظهور يک شخصيت خدا ساخته و بارز ، که
مؤسس و سرپرست آن حکومت و دولت است ، از تعاليم مؤسسين اديان است ، و در
مکتب تشيع ، که مکتب حق اسلام و حافظ اصلی معنويات آن است ، جزء عقيده قرار
داده شده ... و پيروان خود را به انتظار چنين روزی  ترغيب نموده ، و حتی انتظار
ظهور را از عبادات دانسته اند ، تا مسلمانان حق پرست ، در اثر ظلم و تعدی 
زمامداران خودپرست و تسلط دولتهای باطل ، و تحولات اجتماعی و حکومت ملل ماده
پرست ، اعم از شرقی و غربی ، خود را نبازند و دل قوی دارند و جمعيت را آماده
کنند .
و همين عقيده است که هنوز مسلمانان را اميدوار و فعال نگاه داشته است ، اين
همه فشار و مصيبت از آغاز حکومت دودمان دنائت و رذالت اموی ، تا جنگهای صليبی 
و حمله مغول ، و اختناق و تعديهای دولتهای استعماری  ، بر سر هر ملتی وارد مي آمد ،
خاکسترش هم به باد فنا رفته بود . ليکن دينی که پيشوايان حق آن دستور مي دهند که
چون اسم صريح " قائم " مؤسس دولت حقه اسلام برده مي شود ، بپا بايستيد و آمادگی 
خود را برای انجام تمام دستورات اعلام کنيد ، و خود را هميشه نيرومند و مقتدر
نشان دهيد ، هيچ وقت ، نخواهد مرد ... . "

 

زيارتنامه حضرت امام مهدی صاحب الزمان (ع )               قرائت  

درود بر تو ای حجت خدا در روی زمين درود بر تو ای ديده خدا در بر خلقش درود بر
تو ای نور خدا که هدايت شوند بدان ره جويان و گشايش بر مؤمنان درود بر تو ای 
پاک شده هراسان درود بر تو ای دوست خيرخواه درود بر تو ای کشتی نجات درود بر
تو ای چشمه حيات و زندگی درود بر تو رحمت کند خدا بر تو و بر خاندان پاک و
پاکيزه ات درود بر تو بشتابد خدا بر تو آنچه را برای تو وعده داده در ياری و
ظهور امر درود بر تو ای آقای من من وابسته تو هستم عارف به آغاز و انجامت
تقرب مي جوييم به سوی خدای بزرگوار به تو و به خاندان تو و انتظار ظهور تو را
دارم و ظهور حق را بر دست تو و از خدا خواهم اينکه درود فرستی بر محمد و آل
محمد و اينکه قرار دهی مرا از جمله منتظرين تو و پيروان و ياران تو بر عليه
دشمنانت و از شهيدان در برابرت و در جمله دوستانت ای مولای من ای صاحب الزمان
درود خدا بر تو و بر خاندان تو اين روز جمعه است و آن روز تو است که در آن
توقع ظهورت مي رود و فرج و گشايش برای مؤمنان به دو دست توست و کشتار کافران
به شمشيرت است و من ای آقايم در آن مهمان تو هستم و پناهنده تو و تو ای مولای 
من کريم و کريم زاده ای و مأمور پذيرايی و نگهداری پس مرا مهمان کن و پناه ده
درود خدا بر تو و بر خاندان پاکت
من بر تو نازل مي شوم هر کجا راحله ام روی آورد و مرا وارد نمايد و ميهمان تو هستم
در هر کجا که باشم از شهرها


1.نفع بردن از من در زمان غيبتم مانند نفع بردن از خورشيد هنگام پنهان شدنش در
پشت ابرهاست و همانا من ايمنی بخش اهل زمين هستم ، همچنانکه ستارگان ايمنی 
بخش اهل آسمانند .
بحار الأنوار ، ج 53، ص 181.


2.تصرف کردن در مال ديگری بدون اجازه صاحبش جايز نيست

وسائل الشيعة ، ج 17، ص 309


3.من ذخيره خدا در روی زمين و انتقام گيرنده از دشمنان او هستم .

تفسير نور الثقلين ، ج 2 ، ص 392.

 


3.ملعون است ، ملعون است کسی  که نماز مغربش را به تأخير بيندازد ، تا زمانی که
ستارگان آسمان پديدار شوند .

بحار الأنوار ، ج 52، ص 15.

 


5.هيچ چيز مانند نماز بينی  شيطان را به خاک نمی مالد ، پس نماز بگزار و بيني
شيطان را به خاک بمال .

بحار الأنوار ، ج 53، ص 182.

 


6.ملعون است ، ملعون است ، کسی  که نماز صبحش را به تأخير بيندارد ، تا زمانی که
ستارگان آسمان محو شوند .
بحارالأنوار ، ج 52، ص 16


7.هر يک از پدرانم بيعت يکی از طاغوتهای زمان به گردنشان بود ، ولی من در حالي
قيام خواهم کرد که بيعت هيچ طاغوتی به گردنم نباشد .
بحار الأنوار ، ج 53، ص181


8.من آخرين جانشين پيامبر هستم ، و به وسيله من است که خداوند بال را از خاندان و 
شيعيانم دور می سازد.
بحار الأنوار ، ج 52، ص 30


9.هر کس در اجرای اوامر خداوند کوشا باشد ، خدا نيز وی را در دستيابی به حاجتش
ياری می کند .
بحار الأنوار ، ج 51، ص 331


10.سنت تخلف ناپذير خداوند بر اين است که حق را به فرجام برساند و باطل را .
نابود کند ، و او بر آنچه بيان نمودم گواه است .
بحار الأنوار ، ج 53، ص 193


11.برای زود فرارسيدن فرج ( و ظهور ما ) زياد دعا کنيد ، که آن همان فرج و گشايش
شماست .
کمال الدين للصدوق ، ج 2 ، ص 481


12.اگر خواستار رشد و کمال معنوی  باشی هدايت می شوی ، و اگر طلب کنی می يابی .
بحار الأنوار ، ج 51، ص336


13.ما در رعايت حال شما کوتاهی  نمی کنيم و ياد شما را از خطر نبرده ايم ، که اگر
جز اين بود گرفتاريها به شما روی می آورد و دشمنان شما را ريشه کن می کردند .
پس از خدا بترسيد و ما را پشتيبانی کنيد .

بحار الأنوار ، ج 53، ص 175


14.و اما در پيشامدها و مسايل جديد به راويان حديث ما مراجعه کنيد ، زيرا که آنان
حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم .
بحار الأنوار ، ج 53، ص 181


15.اگر از خداوند ( صاحب عرت و جلال ) طلب آمرزش کنی ، خداوند تو را می آمرزد .

بحار الأنوار ، ج 51


16.همانا خدايتعالی مردم را بيهوده نيافريده و بدون تکليف و جزا رهايشان نکرده
است .
الغيبة للشيخ الطوسی ، ص 17


17.هر يک از شما بايد به آنچه که او را به محبت ما نزديک می سازد عمل کند ، و از
آنچه که مورد پسند ما نيست و ما را خشمناک می سازد دوری جويد .
الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص321


18.خداوندا ! وعده ای را که به من داداه ای ، برآورده کن و امر قيام مرا تمام فرما .
قدمهايم را ثابت بدار و در سايه قيام من ، جهان را پر از عدل و داد کن .
بحار الأنوار ، ج 51، ص13


19.شهادت می دهم که معبودی جز خدای يکتا نيست و ملائکه آسمان و صاحبان علم نيز
شهادت می دهند ، آن خدايی  که به عدل و داد قيام می کند ، نيست خدايی جز او که
مقتدر و حکيم می باشد ، و همانا دين نزد خدا اسلام است .
بحار الأنوار ، ج 51، ص 16


20.ايمان خداوند عز و جل و بندگانش قرابت و خويشاوندی تيست ، و هر کس که مرا 
انکار کند از من نيست .
الغيبة للشيخ الطوسی ، ص 176


21.پناه به خدا می برم از نابينايی  بعد از روشن بينی ، و گمراهی بعد از هدايت ، و
از اعمال ناشايسته و اتنه های نابود کننده .
بحار الأنوار ، ج 53، ص 190


22.شيعيان ما هنگامی به فرجام نيک و زيبای خداوند ميرسند که از گناهانی که نهي
شده اند ، احتراز نمايند .
بحار الأنوار ، ج 53، ص 177


22کفايت در کارها و عنايت و سرپرستی در همه امور را تنها از خدايتعالی خواهانم .
بحار الأنوار ، ج 25، ص 183


قلبهای ما جايگاه مشيت الهی است ، پس هر گاه او بخواهد ما هم می خواهيم .
بحار الأنوار ، ج 52، ص 51


25.اگر نبود که ما دوستار صلاح شما هستيم و به شما لطف و مرحمت داريم ، همانا به
شما توجه والتفات نمی کرديم .
بحار الأنوار ، ج 53، ص 179


26.من مهدی هستم ، منم قيام گر زمان ، منم آنکه زمين را آکنده از عدل می سازد ،
آنچنان که از ستم پر شده بود .
بحار الأنوار ، ج 52، ص 2


27.ستمکاران پنداشتند که حجت خدا نابود شدنی است ، در حالی که اگر به ما اجازه
سخن گفتن داده می شد ، شک و ترديد از ميان برداشته می شد .
بحار الأنوار ، ج 51، ص 4


28.من صاحب حقم ... علامت ظهورم زياد شدن آشوب ها و فتنه هاست .
بحار الأنوار ، ج 51، ص 320


29.علم و دانش ما به خبرهای  شما احاطه دارد و چيزی از اخبار شما بر ما پوشيده
نمی ماند .
بحار الأنوار ، ج 53، ص 175


30.دين از آن محمد (ص ) و عدايت از آن علی امير المؤمنين (ع ) است ، زيرا عدايت
مال اوست و در نسل او می ماند تا روز قيامت .
بحار الأنوار ، ج 53، ص 160


31.کسی که نسبت به ما ظلم ورزد ، از جمله ستمکارانی است که مشمول لعنت خدا است ،
چرا که خدا فرموده است : " آگاه باشيد که لعنت خدا بر ستمکاران است " .
بحار الأنوار ، ج 53، ص 182


32.من و تمامی پدرانم ... بندگان خداوند عز و جل هستيم .
بحار الأنوار ، ج 25، ص 267


33.سجده شکر از لازم ترين و واجب ترين مستحبات است .
بحار الأنوار ، ج 53، ص 161


34.هر گاه خداوند به ما اجازه دهتد که سخن بگوييم ، حق ظاهر خواهد شد و باطل سست و
ضعيف شده و از ميان شما خواهد رفت .
بحار الأنوار ، ج 25، ص 183


35.دختر رسول خدا (ص ) برای من سرمشق و اسوه ای نيکوست .
بحار الأنوار ، ج 53، ص 180


36.زمان ظهور و فرج ما با خداست ، و تعيين کنندگان وقت ظهور ، دروغگويانند .
بحار الأنوار ، ج 53، ص 181


37.از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و کارها را به ما واگذاريد ، برماست که شما را 
از سرچشمه سيراب برگردانيم ، چنان که بردن شما به سرچشمه از ما بود ، در پی 
کشف آنچه از شما پوشيده شده نرويد و مقصد خود را با دوستی ما بر اساس راهی که
روشن است به طرف ما قرار دهيد .
بحار الأنوار ، ج 53، ص 179


38.ظهوری نيست مگر به اجازه خداوند متعال ، و آن هم پس از زمان طولانی و قساوت
دلها و فراگير شدن رمين از جور و ستم .
الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 478


39.آگاه باشيد به زودی کسانی ادعای  مشاهده مرا خواهند کرد . آگاه باشيد هر کس قبل
از " خروج سفيانی " و شنيدن صدای آسمانی ، ادعای مشاهده مرا کند دروغگو و افترا
زننده است حرکت و نيرويی جز به خدای بزرگ نيست .
الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 478


40.من باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده از ابراهيم و خلاصه محمد ( درود خدا
بر همگی آنان باد ) هستم .
بحار الأنوار ، ج 52، ص 238


ن 41.سيم ، خدمتکار حضرت مهدی عليه السلام گويد : آن حضرت به من فرمود : " آيا تو
را در مورد عطسه کردن بشارت دهم ؟ " گفتم : آری . فرمود : " عطسه ، علامت امان
از مرگ تا سه روز است . "
بحار الأنوار ، ج 51، ص 5


42.حق با ماست و در ميان ماست ، کسی جز ما چنين نگويد مگر آنکه دروغگو و افترا
زننده باشد .
بحار الأنوار ، ج 53، ص 191


43.همانا خداوند متعال ، کسی است که اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده ، او
جسم نيست و در جسمی هم حلول نکرده ، " چيزی مثل او نيست و شنوا و داناست.

شيخ الطوسی ، ص 178


44.خداوند با ماست و به جز ذات پروردگار به چيزی نياز نداريم ، و حق با ماست ،
پس اگر کسانی با ما نباشند ، هرگز در ما وحشتی ايجاد نمی شود ما دست پرورده
های پروردگارمان ، و مردم دست پرورده های ما هستند .
الغيبة للشيخ الطوسی ، ص 172


45.دانش ، دانش ماست و از کفر کافر ، گزندی بر شما نيست .
بحار الأنوار ، ج 53، ص 151


46.اگر شيعيان ما - که خداوند آنها را به طاعت و بندگی خويش موفق بدارد - در وفاي
به عهد و پيمان الهی اتحاد و اتفاق می داشتند و عهد و پيمان را محترم می شمردند ،
سعادت ديدار ما به تأخير نمی افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل می شدند .
الغيبة للطبرسی ، ج 2 ، ص 499


47.من از افرادی که می گويند : ما اهل بيت ( مستقلا از پيش خود و بدون دريافت از
جانب خداوند ) غيب می  دانيم و در سلطنت و آفرينش موجودات با خدا شريکيم ،
يا ما را از مقامی که خداوند برای ما پسنديده بالاتر می برند ، از چنين افرادی 
نزد خدا و رسولش بيزاری می جوييم .
الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 487


48.فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهای واجب در مقايسه با دعا و تسبيح پس از
نمازهای مستحبی ، مانند فضيلت واجبات بر مستحبات است .
الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 487


49.سجده بر قبر جايز نيست .

الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 490


50.وجود من برای اهل زمين سبب امان و آسايش است ، همچنان که ستارگان سبب امان
اهل آسمانند .
بحار الأنوار ، ج 78، ص 380


51.به راستی که مقدرات خداوند متعال مغلوب مشود ، و اراده الهی مردود نگردد ، .
چيزی بر توفيق او پيشی نگيرد .
بحار الأنوار ، ج 53، ص 191


52.اما علت و فلسفه آنچه از دوران غيبت اتفاق افتاده است ، پس خداوند عز و جل
در قرآن فرموده است : " ای مؤمنان از چيزهايی نپرسيد که اگر آشکار شود ، بدتان
آيد . "
بحار الأنوار ، ج 78، ص 380


53.زمين خالی از محبت خدا نيست ، يا آشکار است و يا نهان .
کمال الدين للصدوق ، ج 2 ، ص 511


54.هر گاه علم و نشانه ای پنهان شود ، علم ديگری آشکار گردد ، و هر زمان که ستاره اي
افول کند ، ستاره ای ديگر طلوع نمايد .
بحار الأنوار ، ج 53، ص 185


55.بار الها ! توفيق بندگی  و دوری از گناه و نيت پاک . شناخت حرام را به ما عطا
فرما ، و با هدايت و استقامت در راهت گراميمان بدار .
المصباح للکفعمی ، ص 281

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعیدواسماعیل  | 

                        زندگي حضرت امام حسن عسگري (ع)

 امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدينه چشم به جهان گشود . مادر
والا گهرش سوسن يا سليل زنی لايق و صاحب فضيلت و در پرورش فرزند نهايت
مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شايسته است پرورش دهد . اين زن
پرهيزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از
دنيا رحلت کرد .
کنيه آن حضرت ابامحمد بود .


صورت و سيرت امام حسن عسکری  (ع)امام يازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت . ابروهای سياه
کمانی ، چشمانی  درشت و پيشانی گشاده داشت . دندانها درشت و بسيار سفيد
بود . خالی بر گونه راست داشت . امام حسن عسکری (ع ) بيانی شيرين و جذاب و
شخصيتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بي نظير برای قرآن مجيد بود . راه مستقيم
عترت و شيوه صحيح تفسير قرآن را به مردم و به ويژه برای اصحاب بزرگوارش -
در ايام عمر کوتاه خود - روشن کرد .


دوران امامت
به طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع ) به سه دوره تقسيم
مي گردد : دوره اول 13سال است که زندگی آن حضرت در مدينه گذشت .
دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت .
دوره سوم نزديک 6 سال امامت آن حضرت مي باشد .
دوره امامت حضرت عسکری (ع ) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود .
خلفايی که به تقليد هارون در نشان دادن نيروی خود بلندپروازيهايی داشتند .
امام حسن عسکری (ع ) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان
گذرانيد . زندانبان آن حضرت صالح بن وصيف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته
بود ، تا بتواند آن حضرت را - به وسيله آن دو غلام - آزار بيشتری دهد ، اما
آن دو غلام که خود از نزديک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثير آن امام
بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراييده بودند . وقتی از اين غلامان
جويای حال امام شدند ، مي گفتند اين زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد
به عبادت و راز و نياز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمي گويد .
عبيدالله خاقان وزير معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت
عسکری ملاقات مي کرد به احترام آن حضرت برمي خاست ، و آن حضرت را بر مسند خود
مي نشانيد . پيوسته مي گفت : در سامره کسی را مانند آن حضرت نديده ام ، وی 
زاهدترين و داناترين مردم روزگار است .
پسر عبيدالله خاقان مي گفت : من پيوسته احوال آن حضرت را از مردم
مي پرسيدم . مردم را نسبت به او متواضع مي يافتم . مي ديدم همه مردم به
بزرگواريش معترفند و دوستدار او مي باشند .
با آنکه امام (ع ) جز با خواص شيعيان خود آميزش نمي فرمود ، دستگاه
خلافت عباسی  برای حفظ آرامش خلافت خود بيشتر اوقات ، آن حضرت را زندانی و
ممنوع از معاشرت داشت .
" از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع ) يکی نيز اين بود که از طرف
خلافت وقت ، اموال و اوقات شيعه ، به دست کسانی سپرده مي شد که دشمن آل محمد
(ص ) و جريانهای شيعی  بودند ، تا بدين گونه بنيه مالی نهضت تقويت نشود .
چنانکه نوشته اند که احمد بن عبيدالله بن خاقان از جانب خلفا ، والی اوقاف و
صدقات بود در قم ، و او نسبت به اهل بيت رسالت ، نهايت مرتبه عداوت را
داشت " .
" نيز اصحاب امام حسن عسکری ، متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان
نبود ، کسانی چون ابوعلی  احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعيل نوبختی 
در بغداد مي زيستند ، فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی ، پس از شهادت
حضرت رضا (ع ) معمول داشت ، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با
سخت ترين نوع درگيری  واداشته بود . اين جناح نيز طبق ايمان به حق و دعوت به
اصول عدالت کلی  ، اين همه سختی را تحمل مي کرد ، و لحظه ای از حراست ( و
نگهبانی ) موضع غفلت نمي کرد " .
اينکه گفتيم : حضرت هادی (ع ) و حضرت امام حسن عسکری (ع ) هم از سوی 
دستگاه خلافت تحت مراقبت شديد و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان
بزرگوار ما - جز با ياران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دينی 
خود به آنها مراجعه مي نمودند - کمتر معاشرت مي کردند به جهت آن بود که دوران
غيبت حضرت مهدی (ع ) نزديک بود ، و مردم مي بايست کم کم بدان خو گيرند ، و
جهت سياسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند
بخواهند ، و پيش آمدن دوران غيبت در نظر آنان عجيب نيايد . باری ، امام حسن
عسکری (ع ) بيش از 29سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و رياست
روحانی اسلامی ، آثار مهمی  از تفسير قرآن و نشر احکام و بيان مسائل فقهی و جهت
دادن به حرکت انقلابی  شيعيانی که از راههای دور برای کسب فيض به محضر امام
(ع ) مي رسيدند بر جای گذاشت .
در زمان امام يازدهم تعليمات عاليه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات
کلامی جنبش علمی خاصی  را تجديد کرد ، و فرهنگ شيعی - که تا آن زمان شناخته
شده بود - در رشته های ديگر نيز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون
يعقوب بن اسحاق کندی  ، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعليمات آن
امام ، گرديد .
در قدرت علمی  امام (ع) - که از سرچشمه زلال ولايت و اهل بيت عصمت
مايه گرفته بود - نکته ها گفته اند . از جمله : همين يعقوب بن اسحاق کندی فيلسوف
بزرگ عرب که دانشمند معروف ايرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است ،
در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود
سوزانيد و بعدها از دوستداران و در صف پيروان آن حضرت درآمد .


شهادت امام حسن عسکری(ع)
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند .
در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبيدالله بن خاقان گويد
روزی برای پدرم ( که وزير معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - يعنی 
حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر
را به خليفه داد . خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد .
يکی از ايشان نحرير خادم بود که از محرمان خاص خليفه بود ، امر کرد ايشان را
که پيوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و
طبيبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه
شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ،
و ضعف بر او مستولی گرديده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا
را - که عموما اطبای  مسيحی و يهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن
حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبيد و گفت ده نفر از
علمای مشهور را حاضر گردان که پيوسته نزد آن حضرت باشند . و اين کارها را برای 
آن مي کردند که آن زهری  که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد
مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنيا رفته ، پيوسته ايشان ملازم
خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع الاول سال 260
ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد
از آن خليفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زيرا شنيده بود که فرزند آن
حضرت بر عالم مستولی  خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال
تفحص احوال او مي کردند ... .
اين جستجوها و پژوهشها نتيجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد
از او - از طريق روايات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) مي پيوست ،
شنيده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب
به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد يافت و تخت
ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدين جهت به
بهانه های  مختلف در خانه حضرت عسکری (ع ) رفت و آمد بسيار مي کردند ،
و جستجو مي نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بيابند و او را نابود سازند .
به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهيم (ع ) و حضرت موسی 
(ع ) تکرار مي شد . حتی قابله هايی  را گماشته بودند که در اين کار مهم پی جويی 
کنند . اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهيد خواند - حجت خود را از
گزند دشمنان و آسيب زمان حفظ کرد ، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموريت
الهی خود را انجام دهد .
باری ، علت شهادت آن حضرت را سمی مي دانند که معتمد عباسی در غذا به
آن حضرت خورانيد و بعد ، از کردار زشت خود پشيمان شد . بناچار اطبای مسيحی و
يهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند ، به ويژه
در مأموريتهايی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع ) در
ميان بود ، برای معالجه فرستاد . البته از اين دلسوزيهای ظاهری هدف ديگری 
داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقيقت ماجرا بود .
بعد از آگاه شدن شيعيان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری 
(ع ) شهر سامره را غبار غم گرفت ، و از هر سوی صدای ناله و گريه برخاست . مردم
آماده سوگواری و تشييع جنازه آن حضرت شدند .


ماجرای جانشين بر حق امام عسکري
ابوالاديان مي گويد : من خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع ) مي کردم . نامه هاي
آن حضرت را به شهرها مي بردم . در مرض موت ، روزی من را طلب فرمود و چند
نامه ای نوشت به مدائن تا آنها را برسانم . سپس امام فرمود : پس از پانزده
روز باز داخل سامره خواهی  شد و صدای گريه و شيون از خانه من خواهی شنيد ، و در
آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود .
ابوالاديان به امام عرض مي کند : ای سيد من ، هرگاه اين واقعه دردناک روی 
دهد ، امامت با کيست ؟
فرمود : هر که جواب نامه من را از تو طلب کند .
ابوالاديان مي گويد : دوباره پرسيدم علامت ديگری به من بفرما .
امام فرمود : هرکه بر من نماز گزارد .
ابوالاديان مي گويد : باز هم علامت ديگری بگو تا بدانم .
امام مي گويد : هر که بگويد که در هميان چه چيز است او امام شماست .
ابوالاديان مي گويد : مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چيز ديگری 
بپرسم . رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم . وقتی به در خانه
امام رسيدم صدای شيون و گريه از خانه امام بلند بود . داخل خانه امام ، جعفر
کذاب برادر امام حسن عسکری  را ديدم که نشسته ، و شيعيان به او تسليت مي دهند
و به امامت او تهنيت مي گويند . من از اين بابت بسيار تعجب کردم پيش رفتم
و تعزيت و تهنيت گفتم . اما او جوابی نداد و هيچ سؤالی نکرد .
چون بدن مظهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود ، خادمی آمد و
جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند . چون جعفر به نماز
ايستاد ، طفلی گندمگون و پيچيده موی ، گشاده دندانی مانند پاره ماه بيرون آمد
و ردای جعفر را کشيد و گفت : ای عمو پس بايست که من به نماز سزاوارترم .
رنگ جعفر دگرگون شد . عقب ايستاد . سپس آن طفل پيش آمد و بر پدر نماز
گزارد و آن جناب را در پهلوی  امام علی النقی عليه السلام دفن کرد . سپس رو به
من آورد و فرمود : جواب نامه ها را که با تو است تسليم کن . من جواب نامه را
به آن کودک دادم . پس " حاجزوشا " از جعفر پرسيد : اين کودک که بود ، جعفر
گفت : به خدا قسم من او را نمي شناسم و هرگز او را نديده ام .
در اين موقع ، عده ای  از شيعيان از شهر قم رسيدند ، چون از وفات امام (ع )
با خبر شدند ، مردم به جعفر اشاره کردند . چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و
از او پرسيدند : بگو که نامه هايی که داريم از چه جماعتی است و مالها چه مقدار
است ؟ جعفر گفت : ببينيد مردم از من علم غيب مي خواهند ! در آن حال خادمی از
جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت :
ای مردم قم با شما نامه هايی  است از فلان و فلان و هميانی ( کيسه ای ) که در
آن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با روکش طلا .
شيعيانی که از قم آمده بودند گفتند : هر کس تو را فرستاده است امام زمان
است اين نامه ها و هميان را به او تسليم کن .
جعفر کذاب نزد معتمد خليفه آمد و جريان واقعه را نقل کرد . معتمد گفت :
برويد و در خانه امام حسن عسکری (ع ) جستجو کنيد و کودک را پيدا کنيد . رفتند
و از کودک اثری نيافتند . ناچار " صيقل " کنيز حضرت امام عسکری (ع ) را
گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اينکه او حامله است . ولی هرچه بيشتر
جستند کمتر يافتند . خداوند آن کودک مبارک قدم را حفظ کرد و تا زمان ما نيز
در کنف حمايت حق است و به ظاهر از نظرها پنهان مي باشد . درود خدای بزرگ بر
او باد .

زيارتنامه حضرت امام حسن عسکری  (ع)              

 

درود بر تو ای سرورم ای ابامحمد حسن بن علی آن راهنمای راه يافته و رحمت خدا و
برکات او درود بر تو ای ولی و نماينده خدا و فرزند اوليائش درود بر تو ای حجت
خدا و فرزند حجت های او درود بر تو ای برگزيده خدا و فرزند برگزيدگانش سلام و
درود بر تو ای جانشين خدا و فرزند جانشينانش و پدر جانشين او درود بر تو ای 
خاتم پيامبران درود بر تو ای فرزند آقای اوصياء درود بر تو ای فرزند اميرمؤمنان
درود بر تو ای فرزند بانوی بانوان جهانيان درود بر تو ای فرزند پيشوايان درود بر
تو ای فرزند اوصياء راهنمايان درود بر تو ای عصمت و نگهبان پرهيزکاران درود بر
تو ای امام رستگاران درود بر تو ای اساس اهل ايمان درود بر تو ای گشايش قلب
اندوهناکان درود بر تو ای وارث پيامبران برگزيده خدا درود بر تو ای خزينه دار
علم وصی رسول خدا درود بر تو ای دعوت کننده به احکام و قوانين خدا درود بر تو ای 
گويای به کتاب خدا درود بر تو ای حجت حجتهای الهی درود بر تو ای راهنمای 
امت ها درود بر تو ای ولی و سرپرست نعمتها درود بر تو ای گنجينه دانش درود بر
تو ای کشتی بردباری درود بر تو ای پدر امام منتظر که عيان است برای خردمند حجت
او و معرفت او به يقين ثابت و مبرهن است آنکه در پرده است از ديده ستمکاران
و نهان است از دولت و حکومت فاسقان و بازگردانيد پروردگار ما بوسيله او اسلام
ناب و تازه را بعد از گرفتگی و فرسودگی و قرآن را نو و تازه پس از کهنگی و
پژمردگی گواهم ای مولا و سرورم که تو بدرستی به پا داشتی نماز را و ادا کردی زکوة
را و امر به معروف کردی و نهی از منکر نمودی و دعوت کردی به سوی راه
پروردگارت با کلام حکمت آميز و با پند و اندرز نيکو و پرستيدی خدا را خالصانه تا
آخر عمرت از خدا درخواست مي نمايم به آن شأن و مقامی که نزد او داريد که بپذيرد
زيارت مرا از شما و قدردانی نمايد کوششم را به سوی شما و اجابت فرمايد دعايم
را بوسيله شما و قرار بدهد مرا از ياوران حق و پيروان و همراهانش و دوستانش و
دوست دارانش و درود بر تو و رحمت خدا و برکات او
خدايا درود فرست بر آقای ما محمد و خاندان محمد و درود فرست بر حسن بن علی 
راهنمای بسوی دين تو و دعوت کننده به سوی راه تو پرچم هدايت و راستی و چراغ
تقوی و معدن گوهر خردمندی و جايگاه فرزانگی و باران رحمت بر مردم و ابر
حکمت بار و دريای پند و اندرز و وارث پيشوايان و گواه بر امت که معصوم و
پاکند از هر گناه و منزه از هر نقص و با فضيلت و مقرب درگاه خدا و پاکيزه از
پليدی آنچنانکه به ارث دادی به او علم قرآن را و الهام کردی او را فرجام داوری 
و سخنوری و نصب کردی او را نشانه ای برای اهل قبله خود و قرين ساختی طاعت او را
به پيروی خودت و واجب نمودی دوستی او را بر همه آفريدگانت خدايا چنانکه
بازگشت نمود نيکويی و بي آلايشی در يگانگی تو و نابود کرد کسانيکه فرو رفته بودند
در تشبيه تو به مخلوق ؟ و طرفداری و حمايت کرد از اهل ايمان به تو پس رحمت
فرست پروردگارا بر او رحمتی که او را به مقام خاشعان رساند و بالا برد او را در
بهشت به درجه جدش خاتم پيغمبران و برسان او را از جانب ما تحيت و سلام و عطا
کن از آستان خودت در دوستی او بخشش فزون و احسان و آمرزش و خوشنودی را زيرا
تويی صاحب فضل و رحمت بزرگ و نعمتی گرانمايه
ای هميشه ای پاينده ای زنده ای پايدار ای برطرف کننده گرفتاری و اندوه و ای 
گشاينده غم و ای برانگيزنده رسولان و ای که وعده هايت همه راست است و ای زنده
که نيست معبودی جز تو توسل جويم به درگاهت و به حبيب و دوست تو محمد و وصی 
محمد علی پسر عمش و دامادش بر دخترش آنکه پايان دادی بوسيله آن دو شريعت ها
را و گشودی به آن دو در فهم تأويل و پيش درآمد و رازهای قرآن را درود فرست به
آن دو يک نوع درودی که گواهش باشند اولين و آخرين و آنهايند موجب نجات
دوستان و شايستگان و توسل جويم به فاطمه زهرا مادر ائمه و امام راهنمايان و
بانوی بانوان جهانيان که شفاعت کنند درباره شيعيان اولادش که پاکند همه و رحمت
فرست بر او رحمت هميشگی و پايان ناپذير جاويدان تا پايان روزگار و توسل جويم به
درگاه تو به حسن آن پسنديده پاک و پاکيزه و حسين ستم ديده پسنديده نيک پرهيزکار
دو آقای جوانان اهل بهشت و دو بهترين امام خيرخواه دو پاکيزه دو پرهيزکار دو
آقای با نظيف و پاک دو شهيد و دو ستم ديده دو کشته شده در راه حق درود فرست بر
آن دو تا برآيد آفتاب و فرو شود درودی پيوسته و پشت سر هم و توسل مي جويم
بدرگاه تو به علی بن الحسين آقای عابدان و مستور از ترس ستمکاران و به محمد بن
علی باقر آن امام پاک و نور درخشان آن دو امام بزرگ کليد برکت ها و دو چراغ
تاريکيها و درود فرست بر آن دو بزرگوار تا درآيد شب و روشن شود روز رحمتی در
صبح و شام و توسل مي جويم به تو به جعفر بن محمد آن راستگوی از طرف خدا و گويا و
سخنور در دانش خدا به موسی بن جعفر بنده شايسته در خود و آن وصی خيرخواه که هر
دو امام و راهنما و راه يافته و وافی و کافی بودند درود فرست بر آن دو بزرگوار
تا تسبيح گويد تو را فرشته و به حرکت درآيد برای تو چرخی درودی که برايت و
افزون شود و فانی و نابود نشود هرگز و توسل مي جويم به تو به علی بن موسی الرضا و
به محمد بن علی مرتضی دو امام پاکيزه و برگزيده درود بر آن دو امام بزرگوار تا
روشن باشد بامدادی و دائم و باقی است درودی که برافرازد آن دور بسوی خوشنوديت
در مراتب اعلی از بهشت تو و توسل مي جويم بدرگاه تو به علی بن محمد رهبر و حسن
بن علی آن دو راهنما و آن دو قيام کنندگان به امر بندگانت و آزموده به رنج و
سختيهای هول انگيز و پر هراس و آن دو شکيبا در مقابل کينه های لغزاننده رحمت
فرست بر آنها معادل پاداش صابران و برابر ثواب رستگاران درودی که آماده کنند
برای آنها مقام بلندی را و توسل مي جويم به تو ای پروردگار به امام ما و محقق
زمان ما آن روز وعده داده شده و آن گواه گواهی شده و آن نور درخشنده تر و تابش
روشن تر و آن ياری شده به رعب و ترس و پيروز يافته با سعادت درود فرست بر او
به تعداد ميوه ها و برگهای درخت و اجزاء ريگها به شماره موها و گرگ ها و به عدد
آنچه فراگيرد به او دانش تو و بشمارد کتاب (تدوين و تکوين تو) رحمتی که غبطه
خورند بدان اولين و آخرين خدايا محشور نما ما را در گروه او و نگاه بدار ما را
بر اطاعت او و پاسداری نما به دولت او و هديه و تحفه ده به ما به ولايت او و
ياری کن ما را بر دشمنان ما به عزت او و قرار ده ما را ای پروردگار از
توبه کاران ای مهربانترين مهربانان خدايا براستی ابليس متمرد و سرکش لعنتی 
همانا از تو نظر خواست برای گمراه نمودن خلقت و تو مهلت دادی او را و از تو
فرصت خواسته برای گمراه کردن بندگانت پس مهلتش دادی از جهت دانش قديمت
درباره او و اکنون آشيانه گروه و لشکر او و زياده شده و ازدحام کرده سپاهيانش و
پراکنده شدند دعوت کنندگان او در اطراف زمين و مبلغين او گمراه کردند بندگان
تو را دسته دسته و گروههای پراکنده و حزبها و دسته جات سرکش و همانا خودت وعده
دادی به کندن ريشه او و بر هم زدن دستگاهش نابود نما اولادش و سپاه او و پاک
گردان کشورهای خود را از بدعتها و اختلافی که به وجود آورده و راحت کن بندگان
خود را از روشها و قياسهايش و قرار بده روزگار بدی برای آنها و بگستران عدل خود
را و پديد آر دين خود را و نيرو ده دوستانت را و سست نما دشمنانت را و واگذار
سرزمينهای شيطان و سرزمينهای دوستانش را به اولياء خود و جاويددار آنها را در
دوزخ و بچشان آنها را از عذاب دردناک و مقرر دار لعنت های خود را که به وديعت
نهاده ای در جاهای نحس آفرينش و زشتيهای طبيعت بر سر آنها فروبار که موکل بر
آنها گردند و جاری کردند در ميان آنها هر صبح و شام و هر چاشتگاه و پسين
پروردگارا عطا کن به ما در دنيا حسنه و در آخرت حسنه ای و نگهدار ما را به رحمت
خودت از عذاب آتش ای مهربانترين مهربانان


 1.جدال مکن تا احترامت برود ، و شوخی مکن تا بر تو گستاخ شوند .
تحف العقول ، ص (516)


2.هر که به نشستن در جاهای  معمولی مجلس بسنده کند ، خدا و فرشتگان بر او
رحمت مي فرستند تا برخيزد .
تحف العقول ، ص (516)


3.از گناهانی که آمرزيده نشود اين است که گفته شود : کاش به جز بر اين
گناه مؤاخذه نشوم .
تحف العقول ، ص (517)


4.شرک در ميان مردم از جنبش مورچه بر روپوش سياه در شب تار نهانتر است .
تحف العقول ، ص (517)


5.نسبت بسم الله الرحمن الرحيم به اسم اعظم خدا ، از سياهی چشم به سفيديش
نزديکتر است .
تحف العقول ، ص (517)


6.دوستی نيکان به نيکان ثواب است برای نيکان ، و دوستی بدان به نيکان
بزرگواری است برای نيکان ، و دشمنی بدان با نيکان زينتی است برای نيکان ، و
دشمنی خوبان با بدان رسوايی است برای بدان .
تحف العقول ، ص (517)


 7. خنده بيجا نشانه نادانی است .
تحف العقول ، ص (517)


8. از ادب همان بس که آنچه را برای خود نمي پسندی ، برای ديگران نيز مپسندی .
مسند الامام العسکری ، ص (288)


9.از بلاهای کمر شکن ، همسايه ای است که اگر کردار خوبی را بيند نهانش سازد ،
و اگر بدکرداری بيند آن را فاش سازد .
تحف العقول ، ص (517)


 10.عبادت پر روزه گرفتن و پر نماز خواندن نيست ، عبادت پر انديشه کردن در
امر خداست .
تحف العقول ، ص (518)


 11.چه بد است آن بنده خدا که دورو و دو زبان است . در حضور برادرش او را
مي ستايد ، و در غياب بدگوئيش مي کند . اگر عطايی به برادرش رسد حسد برد ، و
اگر گرفتار گردد او را وانهد .
تحف العقول ، ص (518)


 12.رسيدن به خداوند متعال ، سير و سفری است که جز با شب زنده داری حاصل
نگردد .
مسند الامام العسکری . ص (290)


 13.کم آسايشترين مردم کينه ورز است .
تحف العقول ، ص (519)


 14.مؤمن برای مؤمن برکت است ، و بر کافر اتمام حجت .
تحف العقول ، ص (519)


 15.دل نابخرد در دهان اوست ، و دهان خردمند فرزانه در دل او .
تحف العقول ، ص (519)


 16.هنگامی که قائم (ع ) قيام کند ، دستور به خرابی مناره ها و اتاقکهای مخصوص
پيش نمازها در مساجد دهد .
الغيبة للشيخ الطوسی ، ص (133)


 17.کسی که در طهارت شرعی خود از حد تجاوز کند ، همچون کسی است که آن را
باطل کرده است .
تحف العقول ، ص (520)


 18.هيچ عزيزی حق را واننهد جز اين که خوار شود ، و هيچ خواری به حق نرود جز
اين که عزيز شود .
تحف العقول ، ص (520)


19.کسی که با خدا مأنوس باشد ، از مردم گريزان گردد .
مسند الامام العسکری ، ص (287)


 20.بالای دو خصلت چيزی نيست : ايمان به خدا و سود رساندن به برادران .
تحف العقول ، ص (520)


21.فرزند خردسالی که به پدر گستاخی کند ، چون بزرگ شد عاق و ناسپاس او
گردد .
تحف العقول ، ص (520)


 22.شادمانی کردن در نزد غم ديده بی ادبی است .
تحف العقول ، ص (520)


23.بهتر از زندگی  آن چيز است که چون از دست دهی از زندگی بدت آيد ، و
بدتر از مرگ آن چيزی است که چون بر سرت آيد مرگ را دوست بداری .
تحف العقول ، ص (520)


24.پرورش دادن نادان و ترک دادن معتاد از عادتش معجزه آميز است .
تحف العقول ، ص (5209)


 25.فروتنی نعمتی است که بر آن حسد نبرند .
تحف العقول ، ص (520)


26.کسی که پارسايی خوی  او ، و بخشندگی طبيعت او ، و بردباری خصلت او باشد ،
دوستانش بسيار شوند .
مسند الامام العسکری ، ص (289)


27.هر که نهانی برادر خود را پند دهد او را آراسته و زيور بسته ، و هر که در
برابر ديگرانش پند دهد زشتش کرده .
تحف العقول ، ص (520)


28.هيچ بلائی  نيست مگر اين که در پيرامونش از طرف خدا نعمتی است .
تحف العقول ، ص (520)


29.چه زشت است به مؤمن دلبستگی به چيزی که او را خوار مي کند .
تحف العقول ، ص (520)


 30.پارساترين مردم کسی  است که در هنگام شبهه توقف کند . عابدترين مردم
کسی است که واجبات را انجام دهد . زاهدترين مردم کسی است که حرام را ترک
نمايد . کوشنده ترين مردم کسی است که گناهان را رها سازد .
تحف العقول ، ص (519)


31.شماها عمر کاهنده و روزهای  برشمرده ای داريد و مرگ ناگهانی است . آن که
تخم نيکی بکارد خوشی  برداشت کند ، و هر که تخم بدی بکارد پشيمانی برداشت کند .
هر که هر چه بکارد همان برای اوست . کند کار را بهره از دست نرود ، آزمند آنچه
را مقدرش نيست به دست نياورد . هر که به خيری رسد خدايش داده ، و هر که از
شری رهد خدايش رهانده است .
تحف العقول ، ص (519)


 32.صورت نيکو ، زيبايی  ظاهری است ، و عقل نيکو ، زيبايی باطنی است .
بحار الانوار ، ج 78، ص (379)


33.تمام پليديها در خانه ای قرار داده شده و کليد آن دروغگويی است .
بحار الانوار ج 78، ص (377)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعیدواسماعیل  |